تبليغاتX
سـواد آیـنه

بسم الله الرحمن الرحیم 

قرار بود که یک ابر بیقرار شود

در آسمان بوزد مدتی بخار شود

 

سه سال بعد بیاید سه بار پی در پی

ببارد و برود ، کوه ، نو نوار شود

 

و زندگی بکند مثل این همه دختر

و عقد دائم یک مرد خواستگار شود

 

قرار بود همین دامنی که میبینید

بجای اینکه بسوزد و پر غبار شود

 

فقط برای لباس عروسی اش باشد

نه که کفن شود و زینت مزار شود

 

و در ادامه ی سیر تکاملی خودش

الهه ی حرم رب روزگار شود

 

قرار بود ، ولی نه بداء حاصل شد

که او عروسک زنجیر نابکار شود

 

خدا نخواست عروسی کند بزرگ شود

خدا نخواست که خانوم خانه دار شود

یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:51  توسط رضا جعفری  | 
 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

تا نزاید بخت نو فرزند نو

خون نگردد شیر شیرین خوش شنو

 

عذر این بنده را پذیرا باشید که گاهی قلم و دفتر در گرو صهبا  به فراموشی میرود و تا از محو مستور به  صحو مشهوری بیاید از غیبتی ناگریز ناگزیر خواهد بود. به دعای یکایکتان محتاج ترینم.

 

ای اشکهای سینه زده شورتان کجاست؟

تکثیرتان ، طهارتتان ، نورتان کجاست؟

 

امروز ، روز اول مستی و ما خمار

ای تاکها کرامت انگورتان کجاست؟

 

صبح شهید آمده و عصر می رود

پس چله ی زیارت عاشورتان کجاست؟

 

موسی به طور آمده است اِن یکاد کو؟

کوری چشم بلعم باعورتان کجاست؟

 

دریا پر است از صدف و ماهی سفید

کشتی نشستگان هنر طورتان کجاست؟

 

این ذوالفقار با نگهش سخت نافذ است!!

هان ای گروه نرم تنان ! گورتان کجاست؟

 

گفتند عرش چشمه ی نزدیک گریه است

با این حساب پس افق دورتان کجاست؟

 

"من " را نمیبرید و چرا "ما " نمیکنید؟

اعجازتان ، کرامت مشهورتان کجاست؟

 

***********

 

گفتی بکربلا برو و آینه بیار

آنجا نبود غیر تو ، منظورتان کجاست؟

 

 

                                                                                                                          یاعلی

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 23:56  توسط رضا جعفری  |