تبليغاتX
سـواد آیـنه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابر کبود پلک تو در حال بارش است

وضعیت هوا و همین یک گزارش است

 

آئینه ات کجاست؟ نگاهی به خود کنی

تصویر تو در آینه هم رو به کاهش است

 

جارو مکن که سرفه بگیرد تو را مگر

من مرده ام ، بخواب ، نه یک امر ، خواهش است

 

تو جلوه کن به عرش که در رشدش این گیاه

هرروز پنج ثانیه محتاج تابش است

 

وقت نماز با تو خدا حرف میزند؟

یا فاطمه مقابل خود در نیایش است؟

 

تو ناز کن که ناز تو را میخرد خدا

کوری چشم خیره سر هر چه عایشه است

یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 10:8  توسط رضا جعفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اصلا بعید نیست که یک مرد محترم

را با دو دست بسته ببینیم باز هم

 

با چشمهای خیره نگاهش کنیم و او

چیزی به ما نگوید و ما مردم شکم

 

بعد از غذا که از جگر او شده درست

با چشمهاش قهوه و چایی کنیم دم

 

حتی بعید نیست که این مرد مدتی

از ما کمک بخواهد و ما نیز لا جرم

 

عمدا به روی خویش نیاریم و هر کدام

با اکتفا به این کلمه با " نمی رسم"

 

محکم کنیم قفل در و توی رختخواب

دعوا کنیم بر سر ایجاد یک عدم

 

شمشیرهایمان که فقط زنگ میخورند

آئینه هایمان همه کورند ، دست کم

 

یا که نایستیم و نخندیم اینچنین

ــ سینه نمی زنیم اگر زیر این علم ــ

 

یا محض غیرتی که نداریم لحظه ای

نیت کنیم پشت در بسته ی حرم

 

این شعر را همیشه بخوانیم بیت بیت

در سالروز دیدن یک مرد محترم

 

 یا علی 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 21:35  توسط رضا جعفری  |