|
بسم الله الرحمن الرحیم سر وقت وقتش رسيده است كه پر در بياوري از راز خنده ي همه سر در بياوري
وقتش رسيده است كه با روضه هاي خشك اشكي ز چشم چند نفر در بياوري
وقتش رسيده است كه موسي شوي و باز از نيل تا فرات جگر در بياوري
خود را به روي تيغ كشاندي كه جنگلي از زير دست هاي تبر در بياوري
تو يك تنه حريف همه مي شوي و بس از اين قماط ، دستي اگر در بياوري
تو از نوادگان مسيحي ،بعيد نيست از خاك ،مشك تازه و تر در بياوري
در این کویر خار گل انداخت گونه ات گفتی کمی ادای پدر در بیاوری
لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای اشکی به این بهانه مگر در بیاوری محرم 83 یاعلی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 11:6  توسط رضا جعفری
|
|
|